قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1038
تاريخ الفي ( فارسى )
در روضة الصفا مسطور است كه در آن ايّام كه حجاج در كوفه بود لشكرهاى او در خانهء رعايا فرود مىآمدند و صاحبان خانه به زحمت تمام به سر مىبردند . آن بدعت بد از وى يادگار بماند ؛ چه پيش از وى آن رسم ناستوده در ميان مردم نبود . القصّه ؛ چون چند روز در كوفه توقّف نمود خبر به او رسانيدند كه عبد الرحمن باز در بصره جمعيت نموده . [ وى ] از هر جا كه مرد مىطلبيد مىآمد ، و خالد بن جرير بن عبد اللّه با گروهى كثير از خراسان آمده به او ملحق شدند . پس عبد الرحمن بن محمّد شروع در استحكام شهر نموده گرداگرد وى خندق كنده تمام آن را پر آب كرد « 1 » . چون اين اخبار مسموع حجّاج شد با لشكر شام و عبد الملك بن مهلب - كه در آن زمان به فرمودهء حجاج به مدد او آمده بود - به جانب بصره روان شد . در اين اثنا جمعى از اعيان عراق و كوفه ، مثل عبد اللّه بن سمره و محمّد بن سعد بن ابى وقّاص و بسطام بن مصقلة بن هبيره با متابعان خود ، با يكديگر بيعت كرده سوگند ياد كردند كه تا رمقى در بدن داشته باشند از معركهء حجاج رويگردان نشوند . چون تلاقى فريقين دست داد آن دو لشكر قيامت اثر به نيزه و شمشير در يكديگر آويختند و مدّت سيزده روز ستيز و آويز داشتند . آخر الامر عبد الرحمن با جمهور سپاه از معركه رويگردان شده متوجّه اهواز شد و عبد الرحمن بن ابى ليلى فقيه ، ابو البخترى طائى ، بشر بن منذر جارود و غير ايشان « 2 » از معارف در اين جنگ به قتل رسيدند و بسطام بن مصقلة شيبانى با چهار هزار كس از مردم مدينه و مكّه يك طرف رفته نيام شمشيرهاى خود بشكستند و بسطام با ايشان گفت : اى ياران از مرگ چاره نيست ، هر كجا رويم به ما خواهد رسيد ؛ وظيفه آنكه روى به حرب بطلان نهاده به نام نيك كشته شويم . پس به هيئت اجتماعى به ميدان درآمده بر هر فوجى كه حمله آوردند از جاى برداشتند . حجّاج تيراندازان خود را فرمود تا بر آن جماعت تيرباران كردند تا بسطام و ياران او كشته شدند . امّا عبد الرحمن چون از معركه حجّاج روى برتافته با طايفهاى روى به اهواز نهاد ، حجّاج پسر خود ، محمّد ، و عبادة بن تميم را با سپاهى پرخاشجوى از عقب او فرستاد . ايشان در راه به وى رسيده جنگ كردند . بار ديگر عبد الرحمن از ايشان نيز هزيمت يافته عنان عزيمت به جانب كرمان منعطف گردانيد . عباده او را تعقيب نموده ميانهء ايشان بار ديگر محاربه اتّفاق افتاد . در اين نوبت عبد الرحمن غالب آمده به كرمان رفت و از آنجا متوجه سيستان شده به
--> ( 1 ) . محلّى كه عبد الرحمن اردو زده و اطراف آن را خندق كنده بود مسكن ، شهركى كنار رود كارون نزديك دير جاثليق ، بود . جنگى كه در اين محلّ بين عراقيان و شاميان اتفاق افتاد به جنگ مسكن مشهور است ؛ - الكامل ، ج 7 ، ص 86 . ( 2 ) . عمر بن ضبيعة رقاشى و عبد اللّه بن شداد بن هاد نيز در اين واقعه كشته شدند .